الملا فتح الله الكاشاني

177

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

استقامت نما و يا عمل خود را خالص گردان براى خدا * ( حَنِيفاً ) * در حالتى كه مايل باشى از همهء اديان بدين اسلام و غير ملتفت بدين ديگر اين تمثليست براى اخلاص و استقبال بر دين اسلام و اهتمام نمودن به آنچه هر كه به چيزى اهتمام مينمايد عقد طرف خود و تشديد نظر خود مينمايد بسوى آن و تقديم وجه خود مىكند بر آن و به اين وجه روى مىآرد بر آن خلاصهء معنى مراد آنست كه ملازم و متابع دين خدا باش كه جادهء اسلامست و بر است و چپ التفات مكن و از آن ميل منما مخاطب حضرت رسالتست و مراد جميع مكلفانند و نكتهء در وجه خطاب برسول تعظيم و تفخيم او است چه او مهتر و بهتر و پيشواى امتست و ديگر امر به او موجب امر او است بامت يعنى بايد كه همهء بندگان بر دين اسلام ثابت قدم شوند و بر استقامت مداومت نمايند و به هيچ وجه از آن روى نگردانند و در مجمع گفته كه تسميهء دين و عمل خالص بوجه بجهة آنست كه وجه آن چيزيست كه متوجه آن شوند و دين و عمل نيز آن چيزيست كه كه انسان توجه به آن مينمايد بجهة تشديد و اقامت آن و قوله * ( فِطْرَتَ اللَّه ) * منصوبست بر بر اغراء اى الزموا فطرة اللَّه و يا عليكم فطرة اللَّه يعنى ملازم شويد خلقت خداى را كه دين اسلامست يعنى پيروى كنيد دين درست و راست را كه دين اسلامست و اين در معنى فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ است پس بحسب حقيقت بدل وجهك باشد و يا مصدر فعليست كه ما بعد آن دالست بر آن اعنى قوله * ( الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ) * اى فطرة اللَّه الفطرة التي فطر الناس عليها يعنى آفريد خدا آفريدن ملتى كه خلق فرموده مردمان را بر آن و در انوار گفته كه فطرة خدا عبارتست از قبول بندگان طريق حق را و تمكن ايشان از ادراك آن و يا ملت اسلام چه اگر تخليهء مردمان كنند و واگذارند ايشان را به آنچه بر آن مخلوق شده‌اند به اين معنى كه شيطان اغواى ايشان نكند هر آينه آن چيز تاديهء ايشان نمايد بملت اسلام و گويند مراد به اين عهد مأخوذ است از آدم و ذريهء او در روز ميثاق در كريمهء أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى پس مراد آنست كه ملازم آن عهد باشيد كه بر آن مفطور شده‌ايد ابو هريره از رسول ( ص ) روايت كرده كه كل مولود يولد على الفطرة فابواه يهودانه و يمجسانه و ينصرانه كما ينتج البهيمة هل تحسون فيها من جذعا يعنى هر مولودى و فرزندى بر فطرة اسلام متولد شود پس پدر و مادر او را يهود و گبر و ترسا ميگردانند چنان كه بهيمهء كه از مادر وجود ميآيد گوش وى بريده نيست آن را گوش بريده ميگردانند و اسود ابن سريع روايت كند كه با رسول خدا ( ص ) غزا ميكردم جمعى از ما از كودكان اهل شرك را ميكشتند رسول ( ص ) منع ايشان فرمود و ميگفت اينها بىگناهند گفتند يا رسول اللَّه اينها مشرك زاده‌اند فرمود كه و الذى نفسى بيده ما من مولود الا يولد على الفطرة فما يزال عليها حتى تبين عنه لسانه